علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 26 روز سن داره

کودکنامه علی کوچولو ، نفس مامان و بابا

شروع زندگی سه نفره

  هفته اول خرداد خونه ماماني اينا آماده شد و كم كم شروع كردن به اسباب كشي و وسيله هاشون رو بردن و بعد بردن وسيله ها تا جابجا بشن بازم گاهي ميومدن پيش ما و مي موندن گاهي هم اگه شيطنت هاي شما اجازه ميداد و فرصت ميشد غذا درست مي كردم و مي گفتم بان پيش ما و ديگه يواش يواش  زندگي سه نفره ما شروع شد و بازم مث زماني كه تو 2 ماهت بود يه زندگي مستقل رو شروع كرديم .   ...
11 آبان 1391

مرواريد كوچولو

واااااااااااااااي خوشگل مامان دندوناش نوك زده و داره در مياد اول از همه دندون ست راست پايينت شروع كرد به در اومدن و دليل همه بي قراريها و بد اخلاقيها و دماي بالاي بدنت بخاطر همين بود الهي بميرم كه چقدر بايد درد بكشي تا مرواريد كوچيكت در بياد و راحت باشي و بشي خرگوشي خونه ي ما مباركت باشه پسر نازززززززززززززززززززم ...
9 آبان 1391

9 ماهگي

13 مهر وقتی برای قد و وزن 9 ماهگی بردمت به خانه بهداشت قدو وزنت به شرح زیر بود پسر گلممممممممم وزن : 9400 گرم   قد :73 سانتی متر   ایشالا که روند رشدن همینجوری به خوبی ادامه پیدا کنه علی نازم ...
9 آبان 1391

اولين مسافرت

طبق قول و قرارهاي فبلي كه با بابا بهروز داشتيم قرار بود تعطيلات خرداد بريم مسافرت اونم براي اولين بار با شما بريم مسافرت و قرعه به اسم سياه بيشه افتاد و از اونجايي كه هوا هم خوب بود و همه شرايط مساعد بود قرار شد بريم اونجا كه جمعه 12 خرداد صبح با ماماني مينا اينا راه افتاديمو رفتيم و هوا هم خيلي خوب بود و تو راه يه جا نشتيم صبحونه خورديم ظهر رسيديم سياه بيشه و نيلوفر اينا و ماماني من و همه بودن و از اونجايي كه هوا هم گرم بود مشكلي با شما نداشتم و يه روز ظهر خاله سكينه اينا ما رو ناهار دعوت كردن يه روز هم خونه ماماني من بوديم و بالاخره همش دور هم بوديم و به عنوان اولين مسافرت با حضور شما به ما خيلي خوش گذشت فقط يه روز كه...
9 آبان 1391